خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا زیست محیطی کوچک - آزاد راه تهران شمال یا تهران ترکستان
مواظب محیط زیست باشیم
من و وبلاگم

آنچه گذشت

موضوعات

آخرین گفته های من

دوستان زیست محیطی من

دوستان دیگر

خالق

ابر برچسبها

نظرت؟؟؟

بازدیدهای شما

themebox

سلام به تمام دوستان خوبم

اول معذرت خواهی میکنم به خاطر این چند وقتی که نبودم! و بعد هم باید بگم شاید از این به بعد یکم دیرتر به روز بشم چون سرم یک شلوغ شده

این مطلبی که در ادامه میگذارم دست نوشته یک دوست خوب بنام محمد زارع هست امیدوارم بعضی ها یه تکونی بخورن!!!

آزاد راه تهران – ترکستان ( ببخشید ) تهران - شمال ؛ به کجا میرود ؟!!

     تا کنون مهمترین دغدغه و نگرانیها از سوی کارشناسان مستقل (1) در حوزه ملاحظات زیست محیطی و الزامات مربوط به تعادل اکوسیستمی ابراز و اعلان شده است.
     دغدغه های زیست محیطی کارشناسان " مستقل " چیست ؟
     بطور اجمال و خلاصه میتوان اهم آنرا بصورت زیر تصویر کرد:
     گفته میشود پروژه مورد بحث درست از جائی میگذرد که بزرگترین سرمایه طبیعی ملی و بلکه جهانی را تهدید کرده و مخدوش مینماید. زیرا سلسله جبال البرز بویژه البرز مرکزی فی الواقع دارای ارزش یگانه و " بی همتائی " در تمامی کره خاکی می باشد! کارشناسان خبره را اعتقاد بر آن است که جنگلهای بکر این منطقه از جهت دیرینگی ؛ تنها بازمانده دوره مربوط به عصر یخبندان در تمامی کره زمین محسوب میشود و از این نظر بی هیچ تردیدی بایستی آنرا ارزشمندترین میراث طبیعی کره مسکون (؟!!) دانست. خوب این مسئله و موضوع واقعا بسیار مهم و درخور توجه بوده و بایستی باشد. پس این یک بحث اصولی است که تاکنون مجریان یا مدیران موافق یا مجبور موافق؛ بدون هیچ پاسخی ؛ گویا تنها به سکوت اکتفاء و بقدرت مقررات معمولا خودساخته؛ اتکاء دارند و بس!! عجب !؟!!
     گفته میشود هرچند که این پروژه تاکنون تنها رقمی نزدیک به تنها 5 درصد از پیشرفت (؟!) فیزیکی را در طی این چندسال ؛ دارا بوده است؛ اما گویا اثرات مخرب و سوء آن در همین مقدار و از همین الآن نیز  -  ضمن آنکه تا انسان هست و زمین هست و البرز هم هست ؛ ادامه دارد -  شروع شده است !! اگر حتی نگرانیها و ایضا بررسیهای دلسوزانه آگاهان به موضوع را صرفا حدس و گمانهای باصطلاح اگراندیسمان شده ناراضیان و مخالفین فرض نمائیم ؛ لابد دیگر چاره ای برای همین مقدار عقل و شعور نمی ماند که اعلام و اظهار یکی از مدیران رسمی و ارشد سیستم اجرائی ( اتفاقا مرتبط با موضوع ) را نپذیریم و بالطبع مهر تایید بر اعتقاد خیراندیشان و انسانهایی که دوستدار طبیعت بکر و پاک خداوندی اند؛ خواهد خورد!

     آقای خداکرم جلالی ( اتفاقا بر سبیل تصادف چه نام با مسمائی را هم در تناسب با مسئولیت فعلی خویش دارند!! آخر جنگل هم قطعا کرم خداداده و همچنین عطیه ای است که بجای خویش نشانی از جلال و بویژه جمال خداوندی را هم می نمایاند ) راس هرم سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور؛ مدتی پیش در همین ارتباط اظهاراتی را داشته اند که ما در اینجا با ذکر مضمون یا عین بخشهایی از آن ، مخاطبین محترم را بی نیاز از هر توضیحی برای وضوح بیشتر میدانیم :

 

-     عرصه های جنگلی کلاردشت ( خوش آب و هواترین و در عین حال یکی ازخوش منظرترین منطقه در ایران ) بصورت غیرقانونی به شرکت سازنده پروژه آزاد راه تهران – شمال واگذار شده است...

-     براساس مصوبه دولت (؟!!) در سال گذشته برای تامین اعتبار موردنیاز این پروژه ؛ بالغ بر 1100 هکتار ( یکهزار و یکصد هکتار ) از جنگلهای بکر ( و معصوم و اما نه چندان بی زبان ؛ که فردا به سیل و خشکسالی و ... جنگل اعتراض خویش را قطعا نشان خواهد داد ) در منطقه کلاردشت؛ به مجری این آزادراه واگذار ( بخوانید هبه یا تقدیم ) شده است.

-     مجری پروژه و یا همان شرکت سازنده آزاد راه تهران – شمال با انجام ساخت و سازها و فروش عرصه های یادشده؛ خسارات زیادی ( غیر قابل جبرانی را) به جنگل های این منطقه وارد کرده است.

 

     بیچاره دام ها ! عمری گوشمان را پر کرده ایم که گاو و گوسپندان بی زبان منطقه خساراتی را به جنگل وارد کرده و میکنند و زورمان گویا به آنها میرسیده که طراحی خروج آنان از جنگل را داده یا بدهیم و معلوم نیست که تازه ... ( به کجا ؟!!!...)

     با همان تسبیه دستتان -  سرانگشتی -  حساب کنید که کدام را باید از جنگل خروج داد یعنی خارج کرد؟! و کدام نوع بیشتر لطمه؛ ضرر و خسارت میزنند!! این زبان بسته ها به درازی عمر خود همین جنگلهای ناب همراه و همراز و هماهنگ و حتی متعادل با آن ، بوده ؛ رشد کرده اند و جنگل چندان ناراضی از حضور البته کمتر خسرانی آنها؛ نبوده است، زیرا جنگل را هم بزعم من شرط شعور دوستی و مروت و عشق دوطرفه " اکوسیستم " در مشاعیرش وجود دارد.

     حال تو خود انصاف بده که جنگل از حضورو همنشینی " گاو" بیشتر در رنج است و زرد و پژمرده ؛ یا که " آدمی زاده "  ؟!!

 

     حال گذشته از ماجرای حیوانات اهلی که ما آنها را بعنوان متهم درجه اول تخریب جنگل سالها به طراحی نشسته و اعتبارات هزینه و فسفر مغزها سوخته ایم تا اخراجشان کنیم؛ بگذریم ؛ بایستی در خصوص حیوانات وحشی ( و نیمه وحشی => گونه جدید در حال کشف بوسیله نگارنده ) یا همان حیات وحش منطقه که هیچکس خساراتی را از ناحیه آنان از دوره نئاندرتال تا حال گزارش ننموده است وضع چگونه است؟!!

     آمارهای رسمی -  که معمولا به تعداد هر واحد اداری و یا هر مسئولی در هر کجای مملکت متفاوت اند – تازه حاکی از آنست که :

     بیش از 500.000 ( نیم میلیون ) اسلحه مجاز و بالغ بر دو برابر آن یعنی 1.000.000 ( یک میلیون ) اسلحه غیرمجاز ( همیشه گویا بدترها بیشترند؟!! لااقل در اینجا و این آمار دو برابرند ... واکثرهم لا ... ) و در مجموع بیش از 1.500.000 ( یک و نیم میلیون )  قبضه سلاح حیات وحش کشور را تهدید و به نشانه رفته اند!

     عجیب است که بدانید گویا سهمیه فشنگ برای هر قبضه اسلحه شکاری را تا 500 قطعه یا عدد ( الآن واحد شمارش آنرا نمیدانم ) در همین سالها افزایش داده اند!

     باز با همان تسبیه در دستتان یک حساب سرانگشتی بفرمایید که در رسمی ترین و معمولا غیرقابل اتکاءترین آمارها و در حالت خوشبیانه تر آن بالغ بر 750.000.000  = ( 500 * 1.500.000 ) گلوله هم اینک به سمت هرچه که پرنده و چرنده و خزنده و درنده و... وحشی است را به نشانه رفته اند !

     مگر جمعیت وحوش کشور ما چه مقدار است که اینهمه آماج و هدف لوله های آتشین تفنگ قرار گرفته اند؟!! در این آمار انواع روشها و وسایل دیگر غیرمجاز شکار مانند تور و دام و... محاسبه نشده است!

     پسرم سروش اینجا گفت بابا ! همه تیرها که بهدف نمیخورد ؟!!

     گفتم راست گفتی پسرکم . اکثر تیرها در اینجا به هدف نمیخورد! چون حالا اگر نگوئیم اغلب ؛ بلکه کثیری از تیراندازان ، یا مهارت لازم را ندارند و یا آنکه هدف برای آنها و به تناسب توانایی و مهارت آنها چندان ساده نخواهد بود. در تحرک اند ؛ پویا هستند ؛ می پرند ؛ خوب ، تیراندازهای غیرماهر و ناکارآمد عامل لحظه افزون " زمان " را محاسبه نمیکنند! ( بخصوص هزینه زمانهای و فرصتهای از دست رفته ) ...آنها لااقل بایستی قدری جلوتر از نوک بینی اشان را که مماس به لوله تفنگ هدفگیری کرده اند ؛ را هم ببینند و جلوتر از هدف تیر بیاندازند تا...!!! حالا بحث دارد تخصصی ؟! میشود که هدف ما این نبود..!

     خلاصه اگر حتی در مفتضح ترین وضعیت این پروسه بخواهیم محاسبه کنیم ، یعنی مثلا از هر 100 ( یکصد ) تیر تنها و تنها یکی از آنها ( فقط یک درصد ) به هدف بخورد؛ آنوقت باز هم شاهد چه فاجعه ای خواهیم بود؟ خدایا؟!

     یعنی سالانه بالغ بر 5/7 میلیون ( هفت و نیم میلیون ) از انواع جانوران ؛ از کبک و تیهو و از قمری و قرقاول و از ببر و گوزن و آهو ...؛ از جمعیت وحوش کشور کاسته میشوند که این هم آیا یک فاجعه بزرگ ملی نخواهد بود؟! بنظرم برای کسی که نمی فهمد؛ خیر !

     در این رابطه نیز در بعضی از زیست گاههای حیات وحش آمارهائی هرچند پراکنده و گاه و بیگاه منتشر میشوند که ؛  یک نمونه آن را در پی نوشت (2) ملاحظه فرمایید !

     این مطلب شاید ادامه یابد .....

***

اما کلام آخر ؛ بقول یک دردمندی که گفت  :

... ایفای نقشهای پارادوکسیکال ...

    .....  ولی ریشه تمام ... را گویا در این نکته باید جستجو کرد که منباب نمونه عرض میکنم! :

    آقای محمود حجتی وزیر چندین ساله وزارتخانه جهادکشاورزی که سازمان جنگلها ؛ منابع طبیعی و آبخیزداری هم وابسته به آن بوده فعلا مدیر اجرائی پروژه آزاد راه تهران -  ترکستان ( ببخشید ) تهران - شمال ؛ شده است ! و اضافه باید کرد که :

مهمترین وظیفه ی وزیر جهاد کشاورزی را میتوان در

     حفظ ، احیاء ، توسعه و بهره برداری از منابع طبیعی و برقراری تعادل بوم شناختی و پایدار در عرصه های آب ، خاک ، جنگل و مرتع کشور است .

     این نقش قانونی اصلی یک وزیری بوده است که پس از خاتمه دوران وزارت درست در نقطه مقابل چنین هدف (در واقع مقدسی ) به عنوان نماینده بنیاد مستضعفان و مدیر اجرایی پروژه آزاد راه تهران – شمال ، ایستاده است !!

     او هم اینک بایستی در راستای تحقق پروژه ای تلاش ؟!! نماید که به اعتراف کثیری از کارشناسان (البته دلسوز و دور نگرتری ) ، بطور آشکارا در تقابل با چنان هدف ذکر شده ، قرار داشته ، یعنی معارضه با آموزه حفظ تعادل بوم شناختی و حراست از جلوه های ناب طبیعی !!

هر کس ( برخی از کسان ) هر آن جایی که هست را (چگونه بگویم ؟! ) ... می بیند !... برتر میبیند ! اصلی تر میبیند ! ... مهم و محور میداند ... ! ... گویا تنها خود ؛ " محور " و " دائرمدار " ند ! هرچند که خودشان حتی چنین تصوری را از خودشان واقعا نداشته باشند. اما واقعا خودشان ؛ شده اند ؛ همه چیز و محور!

به هر حال از دو حال خارج نباید باشد :

1-      یا اغلب مدیران بطور عمیق به اهداف تشکیلاتی که در راس آن هستند ایمان ندارند ، و

2-    یا آنکه آنها چیزهائی را می بینند و میفهمند که ما را یارای بصیرت و توانایی درک آن نیست و یا آنکه... ( چه عرض کنم که دردسر درست نشود! )

نتیجه : آن می شود که بقولی؛ به راحتی و به سهولت آب خوردن؛ نقشهای متفاوت و باصطلاح پارادوکسیکال را میتوانند بازی می کنند ! ولی نمیتوان خوشبین بود که بالآخره این راه به ... برسد!

      ترسم نرسی به مقصد ای ....................

      این ره که تو میزنی ( 3 ) به ترکستان است

محمود زارع

................................................................................

پی نوشت ها :

(1)  .  منظورم از" مستقل " لزوما آندسته از افرادی را شامل نمیشود که بلحاظ شخصیت حقیقی مستقل اند؛ یعنی در خارج از سیستم اداری و اجرائی مملکت حضور دارند؛ بلکه با یک دید فرانگر تری، حتی میتواند بعضی از متصدیان و مدیران اجرائی کشور را نیز شامل شود که گرچه به لحاظ حقوقی گاه حتی وظیفه ای بظاهر معارض با اعتقادات یا باورهای خویش را دارند؛ اما از جهت " اندیشه " ؛ " مستقل " اند.

(2)    کاهش تعداد وحوش ، پارک ملی گلستان از 16 هزار و 500 راس به دو هزار راس ؛

                                  در بختگان از 14 هزار راس به 56 راس (؟!!)

                                  در بیستون از 12 هزار راس به زیر 100 راس (؟!)

     تنها جزئی از این آمار تکاندهنده است و شوربختانه آنکه از 7600 آهو در موته اصفهان –

     9 هزار راس آهو قوشه دامغان و

     12 هزار راس بز و قوچ و میش خوش ییلاق شاهرود و

     هزاران راس آهوی گردنه آهوان در سمنان ؛

     امروز دیگر چیزی باقی نمانده است. /

     مآخذ : ماهنامه علمی کشاورزی – زیست محیطی /29

 

(3)   ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی  / این ره که تو میروی به ترکستان است!



نویسنده :Aram joon
سه شنبه 30 فروردین 1390-08:17 بعد از ظهر











شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic