خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا زیست محیطی کوچک - یادداشت تحلیلی ایرن درباره معاوضه ببر و پلنگ
مواظب محیط زیست باشیم
من و وبلاگم

آنچه گذشت

موضوعات

آخرین گفته های من

دوستان زیست محیطی من

دوستان دیگر

خالق

ابر برچسبها

نظرت؟؟؟

بازدیدهای شما

themebox

ابتدا: شنبه گذشته در تاریخ محیط زیست ایران یک روز استثنایی و بی نظیر بود. این روز به عنوان یکی از روزهای خاص در وقایع نگاری (کرونولوژی ) مدیریت، حفاظت و اطلاع رسانی محیط زیست کشور قابل ثبت است. اهمیت شنبه ای که گذشت در این است که ناگهان در این روز همه مدیران، علاقمندان، نویسندگان و طرفداران محیط زیست در یک اقدام از پیش هماهنگ نشده اما کاملاً همسو ویک شکل تصمیم گرفتند دست اندرکار یک شوآف بامزه شده و ساعاتی طولانی شعور خود را تعطیل کنند. در حوزه سیاست اینگونه وقایع البته مابه ازا و تالی های متعدد دارد، اما در حوزه ای مثل محیط زیست قطعاً بی نظیر و شاهکاراست.

معاوضه ببر و پلنگ 1
   ماجرا این است که دو  قلاده ببر سیبری را از  روسیه گرفته اند و به  جای آن دو پلنگ به آنها  داده اند. ناگهان شبکه  های تلویزیونی ،  خبرگزاری ها، صفحات  روزنامه ها و حتی بعضاً  محیط وبلاگ های  مستقل در سپهر سایبر  پر شد از این عناوین پر  طمطراق که " ببرهای  مازندران به وطن  برگشتند" احیای مجدد  ببر مازندران"."غرش ببر  دوباره در طبیعت ایران  طنین انداز می شود" و.... اکنون در اینجا ذکر دیدگاه های کارشناسی درباره موضوع، ملال آور و البته توهین به شعور خوانندگان است.لازم نیست شما حتماً مدیر، کارشناس یا نویسنده محیط زیست باشید تا حتماً بدانید که اولاً آنچه که منقرض شد در اصل زیستگاه ببرمازندران بود، نه خود این ببر، دوماً این دو قلاده موجود نگونبخت که به ایران آورده اند ببر سیبری هستند، نه ببر مازندران و سوماً اینکه این دو ببر امکان تکثیر و زادآوری در طبیعت ایران که هیچ، بعید است حتی یک بار تمایل به جفت گیری پیدا کنند!
بعد: عجب شوآفی بود. کم مانده بود تلویزیون روی تصویر قفس ببرها که داشت از هواپیما پیاده می شد صدای ساز مرحوم شامیرزا مرادی را بگذارد و ملت ایران را به رقص دو دستماله تشویق کند. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هیجان زده و در حالی که داشت نفس نفس می زد اشاره کرد که این پایان کار نیست و به زودی شیرهای ایران نیز به وطن برگردانده می شوند. دوست عزیز ما دکتر صدوق نیز کنار او ایستاده بود و هر از چند گاهی سری تکان می داد. بله ، سری تکان می داد. دیدی چه شد آقای دکتر صدوق؟ میدانم که از این حرفم بر آشفته خواهی شد. لابد باز خواهی گفت از فلانی توقع این حرفها را نداشتیم. اما شما، مهندس ضیایی و دیگر دوستانی که طعمه این شوآف شده اند باید به ما اجازه قضاوت و داوری بدهند. این حداقل حق ماست.
سرانجام: یکی دو ماه بعد مقام بالادست دکتر محمدی زاده در برنامه های ادواری ارائه گزارش عملکرد به مردم، به تلویزیون خواهد آمد. لا به لای گزارش هایش درباره رشد برق آسای حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و فضایی و هسته ای و ... حتماً اشاره کوتاهی به محیط زیست هم خواهد کرد. لابد خواهد گفت: ما نه تنها روند تخریب و آلودگی محیط زیست ایران را متوقف کرده ایم، بلکه در عملیاتی محیر العقول و بی نظیر در تاریخ جهان، دوگونه منقرض شده ببر مازندران و شیر ایرانی را هم احیاء کردیم. حتماً همین را خواهد گفت.
دیگر: می گوید مردم از آن رو در آب غرق می شوند که دچار توهم وزن هستند. و اگر از این توهم رها شوند دیگر غرق نخواهند شد. تن بدهیم به شوآف های پیرامونمان و از زندگی لذت ببریم .چاره دیگری نیست.
نویسنده : دکتر ناصر کرمی

و باز هم قصه ی تکراری مظلوم بودن محیط زیست ایران! واقعا اگر قرار باشد به همین نحو پیش بریم به کجا می رسیم؟ 


نویسنده :Aram joon
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389-12:45 بعد از ظهر











شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات